تبليغاتX
ܓܨ SiLeNt SoUnD ܓܨ

 


ايـن روزهـا خنده ام هم

شکلاتي شده است

از نوع خـالصش تـلخِ تلـخ ...



+تاريخ دوشنبه 18 اردیبهشت1391ساعت 16:37 نويسنده بهاره |

 


این روزها حسـی دارم

آمیختـه با دلتنگی. ..

بازوانـی مـیخواهم که تنگ در برم گیرد

اما نـه هر بازوانـی !

تنها حصار آغوش" تو " . . .



+تاريخ یکشنبه 27 فروردین1391ساعت 11:16 نويسنده بهاره |



این روزها دلم اصرار دارد

فریاد بزند

اما . . .

من جلوی دهانش را می گیرم

وقتی می دانم کسی تمایلی به شنیدن صدایش ندارد !!!

این روزها من . . .

خدای سکوت شده ام ..

خفقان گرفته ام تا آرامش اهالی دنیا خط خطی نشود . . .!




+تاريخ چهارشنبه 9 فروردین1391ساعت 15:2 نويسنده بهاره |

 

 تـو میگذری ...

زمان میــگـــــذرد...

چه كنم با دلــــ ـــ ـی

كه از تو...

توان گذشتنش نیست ؟!!




+تاريخ یکشنبه 21 اسفند1390ساعت 22:48 نويسنده بهاره |


 


چگونه ميتوان به تاول هاي كف پا گفت
:

تمام مسير طی شده اشتباه بوده است
!


يك جايي ميرسد كه آدم دست به خودكشي ميزند
..!


نه اينكه يك تيغ بردارد رگش را بزند
..!


نه
!


قيد احساسش را ميزند




+تاريخ یکشنبه 7 اسفند1390ساعت 13:26 نويسنده بهاره |



  کاش بفهمند که تو هم می فهمی !

آنگاه که بی صدا می گذری از همه چیز، می فهمی

آنگاه که از بغض و کینه می گذری ، می فهمی

آن دم که دل و لبت سکوت می کنند، باز می فهمی

دارم می رسم به آنجا که نفهمیدن فهمیدن هایم..

دیگر مهم نباشد

.

.

اما کاش در این عبور

چنگت نزنند

به استخوان می رسد گاهی این زخمها

وسوسه ات میکند کسی

تو هم ناخن در آوری

و یاد بگیری خراش دادن را....



 

+تاريخ پنجشنبه 6 بهمن1390ساعت 23:55 نويسنده بهاره |


در همین حوالی کسانی هستند

که تا دیروز میگفتند بدون تو نمیتوانم نفس بکشم

و امروز در آغوش دیگری نفس نفس میزنند




+تاريخ دوشنبه 28 آذر1390ساعت 22:21 نويسنده بهاره |




می دانم

كس ديگری به درونم پا گذاشته است

و اوست

كه مرا چنان بی طاقت كرده است

احساس می كنم

ديگر نمی توانم در خودم بگنجم،

در خودم بيارامم

از  " بودن "  خويش بزرگتر شده ام

و اين جامه بر من تنگی مي كند!

اين كفش تنگ

و بی تابی فرار،

عشق آن سفر بزرگ،

اوه، چه می كشم!

چه خيال انگيز و جان بخش است

" اين جا نبودن "

 




 

+تاريخ سه شنبه 1 آذر1390ساعت 20:9 نويسنده بهاره |



گاهی اوقات خود را گم می‌کنم...

مثل حالا !! ...

اما صدایی انگشت به دهان می‌گوید:

ببخشید،... شما را قبلاً جایی ندیده‌ام ؟!

اما نمی‌دانم مگر سواد ندارید؟ ...

روی پیشانی من که نوشته شده

صاحب این عکس ماهها قبل مرده است .....!!




+تاريخ یکشنبه 1 آبان1390ساعت 19:19 نويسنده بهاره |




چه آسان سبقت ثانیه ها را به تماشا نشسته ایم

و به عبورشان می خندیم

چه آسان لحظه ها را به کام هم تلخ می کنیم

و چه ارزان به اخمی میفروشیم لذت باهم بودن را

چه زود دیر می شود و نمی دانیم که

فردا وقتی بیاید شاید ما نباشیم...



+تاريخ سه شنبه 19 مهر1390ساعت 22:1 نويسنده بهاره |



باز هم ترانه‌های ناتمام
سرگردان میان هوای پر باد و باران دلم
چه می‌کند این پاییز با دلم!
عجب حال و هوای عاشقانه‌ای است
این روزهای خنک پاییزی
نسیمی که زیر پوست صبح من می‌رقصد
هر چند صبح تنهایی است
و آفتاب کوچک ظهرهایش
با تمام نبودنت
دلتنگی غروب نمناکش
و سکوت دلگیر شب‌هایی که
جای خالی تو را در آغوش جستجو می‌کند
این پاییز چه می‌کند با دلم!
یاد بارانی که روی پوست من و تو نم زد
و ما گفتیم عشق را زیر باران دیدیم
من به پاییز بودن تمام سال عادت کرده‌ام!
اما به ندیدن تو...


+تاريخ یکشنبه 3 مهر1390ساعت 22:13 نويسنده بهاره |

 


خلوت

این خاطــــــــــراتِ کـــــــــهنه

دیگر به دردم نمی خـــورد...

مفت میفروشـــم...

به دوره گــَـــــــردی که ســــــرِ ظــــــــــهر

......در کوچـــــــــــــــه

پرســــــــــه میـــــــزند

و جایـــش

بســــــــــته ای نمــــــــــــــک میگیرم....

بیشــــــتر به کارم می آید !!!

 

+تاريخ پنجشنبه 17 شهریور1390ساعت 23:9 نويسنده بهاره |





افسانه ها را رها کن

دوری و دوستی کدام است؟

فاصله هایند که دوستی را می بلعند

تو اگر نباشی دیگری جایت را پر می کند

به همین سادگی...!!!



+تاريخ چهارشنبه 2 شهریور1390ساعت 20:13 نويسنده بهاره |

 

خنده ام میگیــــرد

وقتی پــــس از مدت ها بی خبری

بی آنکه سراغی از این دل آواره بگیری

میگویی:دلم برایت تنگ است ..

یا مرا به بازی گرفته ای

یا معنی واژه هایت را خوب نمیدانی

دلتنگی ات ارزانی خودت

 

+تاريخ چهارشنبه 19 مرداد1390ساعت 23:13 نويسنده بهاره |


بفهمند یا نه

ببینند یا نه

ماه دو نیمه ست

نیمی ش که منم

و نیمی دیگر که تویی

و هیچ نیمه ای نیست

که گاهی تنها نباشد...



+تاريخ یکشنبه 9 مرداد1390ساعت 0:12 نويسنده بهاره |