ايـن روزهـا خنده ام هم
شکلاتي شده است
از نوع خـالصش تـلخِ تلـخ ...

این روزها حسـی دارم
آمیختـه با دلتنگی. ..
بازوانـی مـیخواهم که تنگ در برم گیرد
اما نـه هر بازوانـی !
تنها حصار آغوش" تو " . . .

این روزها دلم اصرار دارد
فریاد بزند
اما . . .
من جلوی دهانش را می گیرم
وقتی می دانم کسی تمایلی به شنیدن صدایش ندارد !!!
این روزها من . . .
خدای سکوت شده ام ..
خفقان گرفته ام تا آرامش اهالی دنیا خط خطی نشود . . .!
تـو میگذری ...
زمان میــگـــــذرد...
چه كنم با دلــــ ـــ ـی
توان گذشتنش نیست ؟!!

کاش بفهمند که تو هم می فهمی !
آنگاه که بی صدا می گذری از همه چیز، می فهمی
آنگاه که از بغض و کینه می گذری ، می فهمی
آن دم که دل و لبت سکوت می کنند، باز می فهمی
دارم می رسم به آنجا که نفهمیدن فهمیدن هایم..
دیگر مهم نباشد
.
.
اما کاش در این عبور
چنگت نزنند
به استخوان می رسد گاهی این زخمها
وسوسه ات میکند کسی
تو هم ناخن در آوری
و یاد بگیری خراش دادن را....

در همین حوالی کسانی هستند
که تا دیروز میگفتند بدون تو نمیتوانم نفس بکشم
و امروز در آغوش دیگری نفس نفس میزنند
می دانم
كس ديگری به درونم پا گذاشته است
و اوست
كه مرا چنان بی طاقت كرده است
احساس می كنم
ديگر نمی توانم در خودم بگنجم،
در خودم بيارامم
از " بودن " خويش بزرگتر شده ام
و اين جامه بر من تنگی مي كند!
اين كفش تنگ
و بی تابی فرار،
عشق آن سفر بزرگ،
اوه، چه می كشم!
چه خيال انگيز و جان بخش است
" اين جا نبودن "

گاهی اوقات خود را گم میکنم...
مثل حالا !! ...
اما صدایی انگشت به دهان میگوید:
ببخشید،... شما را قبلاً جایی ندیدهام ؟!
اما نمیدانم مگر سواد ندارید؟ ...
روی پیشانی من که نوشته شده
صاحب این عکس ماهها قبل مرده است .....!!
چه آسان سبقت ثانیه ها را به تماشا نشسته ایم
و به عبورشان می خندیم
چه آسان لحظه ها را به کام هم تلخ می کنیم
و چه ارزان به اخمی میفروشیم لذت باهم بودن را
چه زود دیر می شود و نمی دانیم که
فردا وقتی بیاید شاید ما نباشیم...

خلوت
این خاطــــــــــراتِ کـــــــــهنه
دیگر به دردم نمی خـــورد...
مفت میفروشـــم...
به دوره گــَـــــــردی که ســــــرِ ظــــــــــهر
......در کوچـــــــــــــــه
پرســــــــــه میـــــــزند
و جایـــش
بســــــــــته ای نمــــــــــــــک میگیرم....
بیشــــــتر به کارم می آید !!!
افسانه ها را رها کن
دوری و دوستی کدام است؟
فاصله هایند که دوستی را می بلعند
تو اگر نباشی دیگری جایت را پر می کند
به همین سادگی...!!!

خنده ام میگیــــرد
وقتی پــــس از مدت ها بی خبری
بی آنکه سراغی از این دل آواره بگیری
میگویی:دلم برایت تنگ است ..
یا مرا به بازی گرفته ای
یا معنی واژه هایت را خوب نمیدانی
دلتنگی ات ارزانی خودت

بفهمند یا نه
ببینند یا نه
ماه دو نیمه ست
نیمی ش که منم
و نیمی دیگر که تویی
و هیچ نیمه ای نیست
که گاهی تنها نباشد...